تبليغاتX
مسعود گروسیان

مسعود گروسیان

امتحان می کنیم 1 2 3..

با سلام

اینجا مکانی ست برای امتحان کارایی تم های بلاگفا. لطفا به وبلاگ خودم مراجعه بفرمایید. از متن زیر فقط برای پر کردن فضا استفاده شده است.

_فریاد می زد_ از این خواب بازی حسابی کلافه ام. دیگه پاکت های سیگار هم جواب نمی ده. مخم شده میدون جنگ. یه جنگ اساسی که بمب و خمپاره هاش سر از وسط اعتقادای پوشالیم در می آرند. اصلن این لفظ مزخرف لعنتی چیه؟ بابا لامصب ها من لامصبم! ولم کنید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  بیست و سوم دی 1387ساعت   توسط مسعود  | 

به نمایشگاه کتاب اگر می روند

یالطیف

این روزها خیلی سرم شلوغ است، انشالله اگر فرصت شد، درباره‌ی این روزهای عجیب که از سر می‌گذرانم حرف خواهم زد. مطلب امروز هم ایمیلی بود که یک بنده خدایی از یک بنده خدای دیگر برایم فروارد کرد. چاپ مطالبِ دیگران، در یک دموکراسی ِ فرهنگی ِ واقعی ِ بدونِ قصدِ ریبه، به هیچ وجه تایید سخنان نویسنده نیست. این را یادتان باشد و مطلب زیر را بخوانید.

من پیشنهاد می کنم ملت هشت سال انتخابات را تعطیل کنند و اجازه بدهند هر کسی كه می‌آید همینجور ادامه دهد . بعد خودشان با حوصله این موارد را تجربه کنند :

اول : ایرانی ها لطفا روزی یک بار(یا دست كم یك روز در میان) حمام بروند.

دوم : ایرانی ها  قبل از پرتاب فحش به بیرون ، دهانشان را ببندند و تا بیست بشمرند.

 سوم : هر خانواده‌ی ایرانی هر روز یک روزنامه بگیرد ، اگر شده یالثارات !

چهارم : هر فرد ایرانی تعهد کند که هر ماه یک کتاب تازه بخواند ... حتی خلاصه مبانی لوله کشی عمومی !

 پنجم : رانندگان به جای فاصله ی بین شلوار و جوراب دختری در آن طرف خیابان به پنل داشبورد جلوی چشمشان نگاه کنند و سرعت از پنجاه کیلومتر در هیچ شرایطی تجاوز نکند.

 ششم : همه به خودشان تلقین کنند که این كسی كه می خواهیم کلاهش را برداریم و شب برای عزیزمان هدیه ببریم ، خودش عزیزِ یک نفرِ دیگر است.

 هفتم : ایرانی ها شبها با هر که دوست دارند،  خانوادگی بیایند بیرون از لانه هایشان .. حتی برای پنج دقیقه نشستن در یک فضای سبز.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سوم آبان 1387ساعت   توسط مسعود  | 

انشالله اگر فرصت شد

یالطیف

این روزها خیلی سرم شلوغ است، انشالله اگر فرصت شد، درباره‌ی این روزهای عجیب که از سر می‌گذرانم حرف خواهم زد. مطلب امروز هم ایمیلی بود که یک بنده خدایی از یک بنده خدای دیگر برایم فروارد کرد. چاپ مطالبِ دیگران، در یک دموکراسی ِ فرهنگی ِ واقعی ِ بدونِ قصدِ ریبه، به هیچ وجه تایید سخنان نویسنده نیست. این را یادتان باشد و مطلب زیر را بخوانید.

من پیشنهاد می کنم ملت هشت سال انتخابات را تعطیل کنند و اجازه بدهند هر کسی كه می‌آید همینجور ادامه دهد . بعد خودشان با حوصله این موارد را تجربه کنند :

اول : ایرانی ها لطفا روزی یک بار(یا دست كم یك روز در میان) حمام بروند.

دوم : ایرانی ها  قبل از پرتاب فحش به بیرون ، دهانشان را ببندند و تا بیست بشمرند.

 سوم : هر خانواده‌ی ایرانی هر روز یک روزنامه بگیرد ، اگر شده یالثارات !

چهارم : هر فرد ایرانی تعهد کند که هر ماه یک کتاب تازه بخواند ... حتی خلاصه مبانی لوله کشی عمومی !

 پنجم : رانندگان به جای فاصله ی بین شلوار و جوراب دختری در آن طرف خیابان به پنل داشبورد جلوی چشمشان نگاه کنند و سرعت از پنجاه کیلومتر در هیچ شرایطی تجاوز نکند.

 ششم : همه به خودشان تلقین کنند که این كسی كه می خواهیم کلاهش را برداریم و شب برای عزیزمان هدیه ببریم ، خودش عزیزِ یک نفرِ دیگر است.

 هفتم : ایرانی ها شبها با هر که دوست دارند،  خانوادگی بیایند بیرون از لانه هایشان .. حتی برای پنج دقیقه نشستن در یک فضای سبز.

 هشتم : به جای دوازده النگو خریدن و در دست انداختن ، یک دستگاه دی وی دی پلیر بخرند و شبها تلویزیون دولتی را از آمریکا گرفته تا ایران نگاه نکنند ... یک فیلم ببینند.

نهم : مردهای ایرانی یک بار برای همیشه قبول کنند که زنها، جزو املاکشان نیستند و خودشان عقل دارند و عشق و رابطه و آشنایی ، بازی برد و باخت و فتح قلمرو دیگران نیست.

 دهم : مردها تمرین کنند که رد عبور زنی را با نگاه شخم نزنند و زنان تمرین کنند که جواب سلام مردان را با خونسردی و لبخند بدهند چون به معنای ... نیست.

 یازدهم : ورزشکاران ما بعد از باخت به رقیب تبریک بگویند و دهانشان را تا نیم ساعت بعد از هر باخت یا برد ببندند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  نوزدهم شهریور 1387ساعت   توسط مسعود  | 

این روزها خیلی سرم شلوغ است

یالطیف

این روزها خیلی سرم شلوغ است، انشالله اگر فرصت شد، درباره‌ی این روزهای عجیب که از سر می‌گذرانم حرف خواهم زد. مطلب امروز هم ایمیلی بود که یک بنده خدایی از یک بنده خدای دیگر برایم فروارد کرد. چاپ مطالبِ دیگران، در یک دموکراسی ِ فرهنگی ِ واقعی ِ بدونِ قصدِ ریبه، به هیچ وجه تایید سخنان نویسنده نیست. این را یادتان باشد و مطلب زیر را بخوانید.

من پیشنهاد می کنم ملت هشت سال انتخابات را تعطیل کنند و اجازه بدهند هر کسی كه می‌آید همینجور ادامه دهد . بعد خودشان با حوصله این موارد را تجربه کنند :

اول : ایرانی ها لطفا روزی یک بار(یا دست كم یك روز در میان) حمام بروند.

دوم : ایرانی ها  قبل از پرتاب فحش به بیرون ، دهانشان را ببندند و تا بیست بشمرند.

 سوم : هر خانواده‌ی ایرانی هر روز یک روزنامه بگیرد ، اگر شده یالثارات !

چهارم : هر فرد ایرانی تعهد کند که هر ماه یک کتاب تازه بخواند ... حتی خلاصه مبانی لوله کشی عمومی !

 پنجم : رانندگان به جای فاصله ی بین شلوار و جوراب دختری در آن طرف خیابان به پنل داشبورد جلوی چشمشان نگاه کنند و سرعت از پنجاه کیلومتر در هیچ شرایطی تجاوز نکند.

 ششم : همه به خودشان تلقین کنند که این كسی كه می خواهیم کلاهش را برداریم و شب برای عزیزمان هدیه ببریم ، خودش عزیزِ یک نفرِ دیگر است.

 هفتم : ایرانی ها شبها با هر که دوست دارند،  خانوادگی بیایند بیرون از لانه هایشان .. حتی برای پنج دقیقه نشستن در یک فضای سبز.

 هشتم : به جای دوازده النگو خریدن و در دست انداختن ، یک دستگاه دی وی دی پلیر بخرند و شبها تلویزیون دولتی را از آمریکا گرفته تا ایران نگاه نکنند ... یک فیلم ببینند.

نهم : مردهای ایرانی یک بار برای همیشه قبول کنند که زنها، جزو املاکشان نیستند و خودشان عقل دارند و عشق و رابطه و آشنایی ، بازی برد و باخت و فتح قلمرو دیگران نیست.

 دهم : مردها تمرین کنند که رد عبور زنی را با نگاه شخم نزنند و زنان تمرین کنند که جواب سلام مردان را با خونسردی و لبخند بدهند چون به معنای ... نیست.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سوم شهریور 1387ساعت   توسط مسعود  |